یه جیگر کوچولو
قرار بود که مامان از اول تیرماه 1387 برگرده سرکار . همه نگرانیم این بود که با این همه وابستگی چطور می خوای توی مهد بمونی ![]()

کوچولوی نازم خوب بخواب مامانی !..![]()

شالاپ شلوپ آبتنی! شالاپ شلوپ آب بازی!

عافیت باشه آقا کوچولو !![]()

به چی داری فکر می کنی عزیزم ! مامان و بابا نمی ذارن آب توی دلت تکون بخوره ...![]()

پسرک متشخص مامان ! ![]()

نازنازی مامان ! دورت بگردم ! ![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه جیگر کوچولو
